تبلیغات
تپش ثانیه ها - کنکور

شارژ ایرانسل

فال حافظ

تپش ثانیه هامو با تو قسمت میکنم

جمعه 3 شهریور 1391

کنکور



بالاخره کنکورو هم دادم و با خیال راحت برگشتم, گفته بودم نمیام اما از شما چه پنهون نتونستم طاقت بیارم و این بین هر از گاهی اومدم و سرگوشی اب دادم ...
خلاصه گذروندن کنکور به این معنی بود که یه بار سنگین برای مدتی از رو دوشم برداشته میشه و برخلاف همیشه برداشته شدن این بار کاملا برام محسوسه ...
شاید سوالتون این باشه که چطور بود :
جوابه من اینه :
خوب میدونی از اونجایی که من زمان زیادی نداشتم(+ کلی بهانه ی دیگه(که البته چندادن نامربوطم نیستن)) نتونستم همه ی درسا رو بخونم ...
درسای تخصصیم که تمام این مدته کوتاه تمرکزم رو روشون گذاشته بودم رو تغریبا خوب زدم(حد اقل 80% برای هر درس,البته حد عقل )
صفحه ارایی و خط در گرافیک خوب بود
طراحی بد نبود ...
عکاسی عالی بود
اما تاریخ هنر اصلا خوب نبود ... چون فقط دو تا سوال از کتابه امسالمون(تاریخ هنر جهان) اومده بود و بیشتر سوالا از تاریخ هنر ایران بود در حالی که بعد این که ما این کتابو سال دوم گذروندیم کتاب عوض شد ...و خوب طبیعتا سوالا برام  نا اشنا بود ...
و سوالی هم که از کتابه امسالمون اومده بود یکیش یه تصویر از حضرت مسیح رو داده بود و خواسته9 بود که بگیم مربوط به چه دوره ایه (گوتیگ/رنسانس/رمانسک)و سبکش چیه (نقاشی دیواری/نقاشی موزیاییک/ نقاشی رو یشیشه ) و متاسفانه من هیچ ایده ای نداشتم که میتونه چی باشه ..
درس های عمومی رو هم خیلی کم خیلی خیلی کم زدم ...